پشتیبانی

X
تبلیغات
رایتل

چند شعر کوتاه از کامران نوربخش

شنبه 21 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 12:55

مسافران روی شن های ساحل

یادگاری های عاشقانه می نویسند

موج آن ها را با خود به دل دریا می برد

کمی آن طرف تر

دریا عاشق می شود و سربه صخره می کوبد


#کامران_نوربخش

-------------------

آسمان این شهر 

بی احساس تر از آن است

که به پروازم معنا بخشد

نمی دانم

تا پایان این حادثه دوام می آورم یانه

یا پر می سوزانم و با آسمان می سازم

یا مرگ تفسیر کوچم خواهد شد


#کامران_نوربخش

--------------------

نگو دوستم داری

نمی گویم دوستت دارم

بگذار بر زبان نیاوریم

تا از دلمان بیرون نرود

بگذار در یک غروب پاییزی

روی برگ های زرد خیابان های این شهر

دست در دست هم 

آن قدر برویم تا کاسه های صبرمان لبریز شود

ناگهان همدیگر را در آغوش بگیریم

در آغوش هم گریه بی هوا شویم

بگذار این ناگهان اتفاق بیفتد

تا بدانی دوستت دارم

تا بدانم دوستم داری

بگذار برزبان نیاوریم 

تا از دلمان بیرون نرود


#کامران_نوربخش

----------------------

سراغ هر کدام از سنگ فروشی های 

این شهر که رفتم

جنس دلت را نمی دانستند

حیف شد

می خواستم خانه غرورت را نما کنم


#کامران_نوربخش

----------------------------------

دیوانه تر از آنم که قید تو را بزنم

اما این بار

اگربرایت بمیرم

هیچ مرده شوری قبولم نمی کند،

خوب می دانم

جنس دل تو و سنگ قبر من یکی است


#کامران_نوربخش

------------------------------------

نگاهم که می کنی

حسی آمیخته به عشق و درد

شبیه حس دختری که

روی کاکتوس باله می رقصد

وجودم را فرا می گیرد

کاش نگاهت 

به بدخلقی گرمایِ اَمرداد نبود


#کامران_نوربخش

-------------------------------------

کد qr برای چند شعر کوتاه از کامران نوربخش
تعداد نظرات این نوشته : 0
نظر شما
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد