پشتیبانی

X
تبلیغات
رایتل

وقتی میبینی عاشقی(شعر مریم حیدرزاده)

سه‌شنبه 1 مهر‌ماه سال 1393 ساعت 23:27

صحبت عاشقی بشه ستاره رو خواب می کنی

دریا رو آتیش میزنی ، ابرا رو بی تاب می کنی

وقتی فقط اونو می خوای ماهو نشونه می کنی

میری تو قلب آسمون صبرو دیوونه میکنی

وقتی میبینی عاشقی دنیا رو میریزی به پاش

طلا رو قیمت میذاری با برق ناز خنده هاش

وقتی میفهمی عاشقی میری سراغ پنجره

قلبتو میسپاری دس قصه و عشق و خاطره

وقتی میفهمی عاشقی سوار رویاها میشی

میری تا جاده های دور ، اون بالاها خدا میشی

وقتی میبینی عاشقی ماهو میخوای شکار کنی

میخوای که خورشید خانومو یه شب بری بیدار کنی

وقتی میفهمی عاشقی سنگ و با شیشه میبینی

گمشدتو مال خودت واسه همیشه میبینی

وقتی میبینی عاشقی با آینه خونه میسازی

رنگین کمونو میاری تو گردن ماه میندازی

وقتی میبینی عاشقی میخوای همه خبر بشن

گلا به خاطر شما تازه و تازه تر بشن

وقتی میفهمی عاشقی میبینی پادشا شدی

از همه ی مردم شهر یه آسمون جدا شدی

وقتی میبینی عاشقی خودت میمونی و خودش

جونتو حاضری بدی به خاطر تولدش

کد qr برای وقتی میبینی عاشقی(شعر مریم حیدرزاده)
تعداد نظرات این نوشته : 0
نظر شما
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد