پشتیبانی

X
تبلیغات
رایتل

دانلود رمان دو موتور سوار

پنج‌شنبه 27 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 17:33

1 دانلود رمان دو موتور سوار | سارا معینی کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) نام رمان : دو موتور سوار 

2 دانلود رمان دو موتور سوار | سارا معینی کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) نویسنده : سارا معینی 

3 دانلود رمان دو موتور سوار | سارا معینی کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) حجم کتاب (مگابایت) : ۶٫۱ (پی دی اف) – ۰٫۳ (پرنیان) – ۱٫۱ (کتابچه) – ۰٫۵ مگابایت (epub)

11 دانلود رمان دو موتور سوار | سارا معینی کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، epub 

4 دانلود رمان دو موتور سوار | سارا معینی کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) تعداد صفحات : ۴۸۱

14 دانلود رمان دو موتور سوار | سارا معینی کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) خلاصه داستان :

درباره ی زندگی یه دختر ۲۲ ساله اس که عاشق موتور و نقاشی کشیدنه….
به خاطر مشکلات و سختی هایی که تو خانواده اش داشته نتونسته اون جور که باید و شاید با سنش پیش بره و بیشتر از این که شبیه یه دختر خانوم ۲۲ ساله باشه شبیه یه بچه ی ۵ ساله اس.
در واقع یه جورایی خودشو پشت نقاب یه بچه قایم کرده تا در امان بمونه و شکست نخوره….

5 دانلود رمان دو موتور سوار | سارا معینی کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و EPUB (کتاب اندروید و آیفون)

6 دانلود رمان دو موتور سوار | سارا معینی کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) پسورد : www.98ia.com

7 دانلود رمان دو موتور سوار | سارا معینی کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) منبع : wWw.98iA.Com

11 دانلود رمان دو موتور سوار | سارا معینی کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) با تشکر از سارا معینی عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .

 

pdf دانلود رمان دو موتور سوار | سارا معینی کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

jar1 دانلود رمان دو موتور سوار | سارا معینی کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

jar2 دانلود رمان دو موتور سوار | سارا معینی کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

epub دانلود رمان دو موتور سوار | سارا معینی کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه EPUB)

 

21 دانلود رمان دو موتور سوار | سارا معینی کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) قسمتی از متن رمان :

خودم را کشیدم و روی تختم غلتی زدم.دستم را روی تشک کشیدم و احمقانه فکر کردم:
-چه ریش ریش و نرمه.
دستانم را کورمال کورمال جلو بردم تا عروسکم کوچول را پیدا کنم که یک دفعه هشیار شدم و سرجایم نشستم.
سرم به خاطر بلند شدن ناگهانیم گیج می رفت و مقابل چشمانم سیاه بود.با امید واهی به آسمان نگاه کردم شاید خورشید را ببینم اما به جایش چند ستاره به من دهن کجی کردند.
یک فکر در ذهنم رژه می رفت و عصبیم می کرد:
آبتین مرا می کشد…
کت چرم مخصوص موتورسواریم را پوشیدم و تقریبا پریدم پشت موتور.کلاه کاسکت را روی سرم گذاشتم و موتور را راه انداختم.
طبق معمول موتورسواری از استرسم کم و آرامم کرد.صدای بادی که در گوشم زوزه می کشید و در لباس هایم می پیچید باعث می شد بتوانم با آرامش بیشتری فکر کنم و از فجایع خون بار (!) پیش رو نترسم!
توجیه ابلهانه ای به فکرم رسید:
آبتین کی تو رو دعوا کرده که حالا بار دومش باشه؟هرچی باشه تو خواهر کوچولوشی.عصبانی نمیشه و با حوصله بازجوییت میکنه…
در جوابش گفتم:
این دو سه ماه اخیر یکی دو بار سرم داد زده و تقریبا دعوام کرده پس زیادم خوشحال نباش!بعدشم وسط دعوا آبجی و غیر آبجی فرق نمی کنه…
در جایی که آن را پاتوق صدا می کردم خوابم برده بود و حالا ساعت ۱ نصفه شب بود…
البته دفعه ی اولم نبود که این اتفاق می افتاد و آبتین هر بار با حوصله توجیهم می کرد اما دو سه ماهی میشد که عصبی و کلافه بود و سر هر چیز کوچکی غر می زد و مرا،همان کسی که هفته ی پیش لقب “نی نی” را به او داده بود،قابل نمی دانست تا با او درد و دل کند.
شب های تهران را دوست داشتم.وقتی که در تاریکی در خیابان هایش می راندم حس خاصی پیدا می کردم؛درست نبود اما حس امنیت می کردم!

کد qr برای دانلود رمان دو موتور سوار
تعداد نظرات این نوشته : 0
نظر شما
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد