پشتیبانی

X
تبلیغات
رایتل

اس ام اس عاشقانه سری ۱

جمعه 18 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 20:21

بنویس ای سنگتراش عاقبت شدم فداش، بنویس تا بدونه عمرمو دادم براش

 

برگ از درخت خسته شده، پاییز همش بهونست

 

بودیم و کسی پاس نمیداشت که هستیم، باشد که نباشیم و بدانند که بودیم

 

ز کویت رفتم و الماس طاقت بر شکستم برو با یار خود بنیشین که من بار سفر بستم ، که بعد رفتنم جانا هزار افسوس خواهی خورد فلانی یار خوبی بودو من قدرش ندانستم

 

وقتی دلمو شکستی حس کردم بیشتر دوستت دارم، چون حالا دلم چندین تیکه داشت که هرکدوم جداگونه دوستت داره

 

فکر میکردم که برام یه رفیق و همدمی، تو کویر آرزو آخر عاشقای عالمی، بذار راحتت کنم : فکر میکردم آدمی!!!

 

آرزو دارم بفهمی درد را، تلخی برخوردهای سرد را، میرسد روزی که بی من لحظه ها را سرکنی، میرسد روزی که مرگ عشق را باور کنی، میرسد روزی که شبها در کنار عکس من، نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی 

در فراغت این دل من پیر شد، بر سرم دستی کشیدو آرام گفت: باز طفلک قرصهایش دیر شد

 

بودنت هدیه ای است برای قلب کوچکم و آرزوی من شادی دل رویایی توست

 

وقتی دلت تنگ شد، وقتی چشمانت تر شد، وقتی دیگه نبود کسی به امید یه همنفسی، بدون که هست اینجا کسی که تو واسش همه کسی

 

تو آسمون چشمات چه عاشقانه مردم، اشک چشماتو دیدمو اینجوری دل سپردم

 

بشکست دلم کسی صدایش نشنید، آری، دل من بی صدا میشکند!

 

شب بود و شمع بود و من بودم و غم، شب رفت و شمع سوخت و من ماندمو غم

 

مهربانتر از همیشه، از تو مینویسم، تو که رفتی مرغان عشق ترانه خواندند و نی لبکها پرسوزتر از همیشه از جدایی گفتند، مهربانتر از همیشه از تو مینویسم، ای عزیزترین: کاش بودی و قلبم را با مهر سرشارت جان میدادی

 

 وقتی که بن بست غربت، سایه ساز قفسم بود، زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود

 

برات شب ها اس ام اس میدم تا بهت بگم : تنهام مثل ماه، کوچیکم مثل ستاره . دوستت دارم عاشقانه 

چه بی تابانه می خواهمت، ای دوریت، آزمون تلخ زنده به گوری،فاصله تجربه ای بیهوده است . ( شاملو )

 

آبی تر از آنیم که بیرنگ بمیریم، از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم، تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم، شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم

 

از پیرمردی پرسیدم عشق چیست؟ گلی را نشانم دادو گفت : دیروز غنچه بود، امروز شکفت، فردا پژمرده خواهد شد

 

زندگی سخت نیست، ما سختش میکنیم، دلها تنگ نیست، ما تنگش میکنیم، عشق قشنگ نیست ما رنگش میکنیم، دل هیچ کس سخت نیست، ما سنگش میکنیم

 

زندگی راز نهانیست که افشاء نشود، زندگی واژه ی سختیست که معنا نشود، زندگی خوشی داشتن است، چشم امید به او داشتن است

 

میدونی چرا از هر چیز توی بدنت دوتا داری، به غیر از بینی، دهان و دل؟ چون بتونی برای خوت یه هم نفس، یه هم زبون و یه هم دل پیدا کنی!

 

تو را به جرم نگاه زیبایت در زندان قلبم محکوم به حبس ابد میکنم، مگر آنکه در دادگاه عشق در حضور همه، عاشقانه اعتراف کنی دوستم داری!

 

تولدت مبارک، هان ببخشید پیوندتان، نه یعنی برد غرور آفرین تیم، نه چیزه، اصلا ولش کن، دوستت دارم

 

همیشه عاشق کسی باش که قلبش به قدری بزرگ باشه که واسه جاکردن خودت تو قلبش مجبور نشی خودتو کوچیک کنی

 

شبی از پشت تنهایی غمناک بارانی، تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم، برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت، دعا کردم . دوستت دارم و دوستت دارم و دوستت دارم 

 

دوست دارم اشک باشم گوشه چشمت نشینم / تا اگه روزی بیفتم صورت ماهت ببوسم

 

دل عاشق چه غمگینه خدایا / غم عاشق چه سنگینه خدایا / دیگه عاشق نمیشم تا قیامت / اگه عاشقی اینه خدایا

 

متانت از راه رفتنت می ریزه / خاطر تو خیلی واسم عزیزه / تو بودی بارون شب بهاری / تو هفتا آسمون نظیر نداری

 

داشتم توی جاده را میرفتم که چشمم به یه تابلو که روش نوشته بود : دوست داشتن دل میخوادُ نه دلیل خورد ، حالا دوست دارم بدون هیچ دلیلی

 

به بزرگی آرزویت نیندیش ، به بزرگی کسی بیندیش که میتونه آرزوتو برآورده کنه

 

دوتا چیز هیچ وقت از یاد آدما نمیره: دوستای خوب و روزای خوب، یه چیز هم هیچ وقت از دل آدم نمیره: روزهای خوبی که با دوستای خوب گذشت 

 

یه پیامی میفرستم به امید پیام تو /  نه اینکه بخونیو بگی بی خیال تو

 

رفتی و ندیدی که چه محشر کردم / با اشک تمام کوچه را تر کردم / دیشب که سکوت خانه دق مرگم کرد / وابستگی ام را به تو باور کردم

 

حلالم کن اگر دوری اگر دورم / اگر با گریه میخندم حلالم کن که مجبورم / نگو عادت کنم بی تو که میدونی نمیتونم / که میدنی نفس هامو به دیدار تو میدونم

 

بوسه ابتکاری است از طبیعت برای زمانی که احساس در کلام نمی گنجد، میبوسمت با عشق

 

یادها فراموش نخواهند شد، حتی به اجبار! و دوستیها ماندنی اند حتی با سکوت

 

من به جرم باوفایی این چنین تنها شدم، چون ندارم همدمی بازیچه ی دلها شدم

 

وقتی بهت گفتم: دلتنگ تو هستم، به شانه ام زدی تا دلتنگیم ر تکانده باشی! به چه دلخوش کرده ای؟ تکاندن برف از شانه ی آدم برفی؟

 

یکی در آرزوی دیدن توست، یکی در حسرت بوییدن توست، ولی من ساده و بی ادعایم، تمام هستی ام خندیدن توست

 

گلهای بهشت سایبانت / یک دسته ستاره ارمغانت / یک باغ از گلهای نرگس / تقدیم وجود مهربانت

 

دستم از دستت جداست / این تمام ماجراست / دلخوشم شاید بیایی / فردا هم روز خداست

 

قاصدک! شعر مرا از بر کن، برو آن گوشه باغ سمت آن نرگس مست و بخوان در گوشش و بگو باور کن، یک نفر یاد تو را هرگز از دل نبرد

 

یادته زیر گنبد کبود / تو بودی و کلی آدمای حسود / تقصیر همون حسوداست که حالا / هستی ما شده یکی بود یکی نبود 

 

تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست، ما تجربه کرده ایم کسی یار کسی نیست

 

عاشق و مجنونت شدم، نخونده مهمونت شدم، کلی پریشونت شدم، شمع تو شمعدونت شدم، خاک گلدونت شدم، خادم دربونت شدم، عمری غزل خونت شدم، شعرای ارزونت شدم اما یه جوری مجنونت شدم

 

میخواستم برایت هدیه ای بفرستم، نسیم گفت مرا بفرست تا موهایش را نوازش کنم، باران گفت مرا بفرست تا صورتش ر بشویم و اشک ایش را پاک کنم ، ناگهان قلبم گفت مرا بفرست تا دوستش داشته باشم و تو همه ی وجودم شدی

 

آدمک آخر دنیاست بخند، آدمک مرگ همیجاست بخند، آن دست خطی که تو را عاشق کرد، شوخی کاغذ ماست بخند، آدمک خر نشوی گریه کنی، کل دنیا سراب است بخند، آن خدایی که بزرگش خواندی او هم مثلتو تنهاست بخند

 

همیشه غمگین ترین و رنجورترین لحظات انسان توسط کسی ساخته میشه که شیرین ترین و شادترین لحظات را برای او ساخته است

 

وقتی خاطره های آدم زیاد میشه ، دیوار اتاقش پر از عکس میشه، اما همیشه دلت واسه اونی تنگ میشه که نمیتونی عکسشو به دیوار بزنی

 

شبی از سوز گفتم قلم را / بیا بنویس غم های دلم را / قلم گفتا برو بیمار عاشق ، ندارم طاقت این بار غم را

 

شعر سکوتم را در گوش تو خواهم خواند، شب های بلندم را با یاد تو خواهم ماند، من ریشه ی عشقم را در قلب تو خواهم کاشت، آن صبح اول را در خاطره خواهم داشت

 

نام تو را تا میبرم قلبم غریبی میکند، چشم انتظاری در دلم درد عجیبی میکند

 

اشکاتو پاک کن همسفر، گاهی باید بازی رو باخت، اما اینو یادت باشه، که باز میشه زندگی رو دوباره ساخت

 

سهم هر کسی کهباشی خوش به حال روزگارش، آخه پاییزو زمستونش میشه رنگ بهارش

 

شنیدم که شمشیر یکی را دوتا میکند، بنازم به شمشیر عشق که دوتا را یکی میکند

 

زندگی قافیه باران است، من اگر پاییزم و درختان امیدم همه بی برگ شدند، تو بهاری و به اندازه ی باران زیبایی

 

سکوت دردناک است، اما در سکوت است که همه چیز شکل میگیرد و در زندگی ما لحظه هایی هت که تنها کار ما باید انتظار کشیدن باشد

 

تمام داشته هایم را آواره کرده ام، تنها پنجره ای مانده است و شیرینی نامی که روی لبان من نشسته

 

تنهایی آدمها یه دریا عمق داره، ولی پرکدنش با یه لیوان محبت ممکنه 

 

با خون غم نوشتم غربت مکان ما نیست / از یاد بردن دوست، هرگز کار ما نیست

 

زنده باد آن کس که گاهی یاد از ما میکند / از خجالت ما غریبان را غرق دریا میکند / حال ما میپرسد و از مهربانی های خود / این دل رنجور ما را عطر گل ها میکند

 

جفایت با وفایت هر دو نیکوست / تو را هر جا که باشی دارمت دوست

 

گویند سلام طلائی ترین کلید برای صعود به تالار آشنائی هاست، پس صمیمی ترین سلام تقدیم تو باد

 

در انتظار دیدنت به دشت غم نشسته ام / رها نکن دل مرا بیا که دل شکسته ام

 

شایدنشود به گذشته بازگشت و یک آغاز زیبا ساخت، ولی میشود هم اکنون آغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت

 

زندگی چیدن سیبی است که باید چیدو رفت / زندگی تکرار پائیز است که باید دید و رفت

 

عصر است غروب آسمان دلگیر است، افسوس برای دل سپردن دیر است، هر بار بهانه ای گرفتیم و گذشت، عیب از من و توست عشق بی تقصیر است

 

بر سنگ مزارم بنویسید : آشفته دلی خفته در این خلوت خاموش، او زاده غم بود که از خاطر دوستان گشت خاموش

 

به کم نور ترین ستاره ها قانع باش، چرا که چشم همه به سوی پر نور ترین ستاره هاست

 

نه از قایق مینویسم، نه از زخم شقایق مینویسم / به یاد لحظه های با تو بودن، به یاد آن دقایق مینویسم

کد qr برای اس ام اس عاشقانه سری ۱
تعداد نظرات این نوشته : 0
نظر شما
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد