پشتیبانی

X
تبلیغات
رایتل

این درد پایان نگیرد

چهارشنبه 5 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 10:52

این هم یک شعر از طرف دوست عزیزم امیر رضا مغربی(نیاسان) 

 

این درد پایان نگیرد
این درد پایان نگیرد ، گر آتشم نگیرد
گر سوخته ات نباشم ،حالم ادب نگیرد
من مانده ام به آخر ،تنهاو زار و خستم
گر آب ات  ننوشم ، حالم ادب نگیرد
ای هستی نهانی ، من بنده ای اسیرم
آن ماه روی را چه باشد ، دادم اثر نگیرد
من تشنه لب ، من مرده ام که هر شب
آن جام خوش کلامی ،من رابه بر نگیرد
خرم ، خموش و زارم ، از بود او اسیرم
از حالم من خبر او ، کی گیرد او نگیرد
ای لاله مانده تنها ، از سوز تو اسیرم
شایدکه  نائی به روزم، قلبم دوا نگیرد
ما را همین به که هر دم ، از بود صد گل یاس
گویم تنهام گفته باشید ، من را شمانگیرد
این درد  با من است و ، هستیم با  مستی
مستی اگر همین است  کی می شوم به رستی
دردم فراق جان نیست ، جان را ادب نباشد
این درد درد حال است ، حالم بلا نگیرد
صد سالم اگر بچرخد ، هرشب به روز و زاری
ازبود تو امیرم ، شایددلت من را آهسته پر نگیرد
فریاد ای شاه خوبان ،زین مستی ، درد دوانگیرد
ترسم  من بمیرم ، آن ماه روی جانم  وفا نگیرد

کد qr برای این درد پایان نگیرد
تعداد نظرات این نوشته : 1
سلام دوست عزیز...
سپاسگذارم از لطف تان .
یکشنبه 9 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 22:56
0 0
پاسخ:
کوچکترین کاری بود که می تونستم واسه دوست خوبی مثل شما انجام بدم
نظر شما
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد